تبليغاتX
خلوت شبانه - همینجوری

خلوت شبانه

خلوت شبانه

همینجوری

دخترك خنديد وقتي پسرك بهش گفت دوستش دارد.

 

پسرك از اژدهاي بي عاطفه گذشت و دخترك خنديد.

 

پسرك از دنياي بي غصه گذشت و دخترك باز هم خنديد.

 

پسر از كوه تنهايي گذشت و دخترك اينبار هم خنديد.

 

جوان از تمام دنيا گذشت و دخترك بلندتر خنديد.

 

مردك آرام آرام و صبور از تمام دشتهاي عشق،

 

از كوچه هاي پهنِ آرزو گذشت و دخترك بي تفاوت خنديد.

 

مرد غرورش را، تمام وجودش را زير پاهاي

 

قلب عاشقش لگدمال كرد و دخترك خواب بود و خنديد.

 

دخترك نديد و خنديد. تمام چهرة غرقه به خون مرد را

 

و مرد مُرد و دخترك آرام گرفت و ديگر مرد نبود و

 

دخترك ديگر نخنديد.

 

اينبار مرگ با هزار چهرة دخمه وار خود خنديد و خنديد .....

 

عجب دنیایی ما آدما داریم.واقعا ...

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 7:55  توسط راضیه  |